جريان شناسي حوادث كربلا


در جريان شناسي حادثه عاشوراباملاك ومعياري غير منطبق با رويه ومدل مصطلح دمكراسي در قالب اكثريت واقليت مواجه هستيم كه حسب اين مدل اكثريت داراي حق ومشروعيت ومقبوليت وحاكميت مي باشند.براين اساس در جريان شناسي حادثه عاشورا اقليت واكثريت قابل طرح نيست چرا با رويكرد ايدئولوژيك،اين جريان شناسي حسب دسته بندي حق وباطل،مطرح وترسيم شدني است اززاويه جهان بيني ديني دو جهان بيني اسلام ناب واسلام اموي رو در روي هم صف اراي كرده اند واين دو دسته نماد وتمام ارايش سياسي عاشورا محسوب مي شودكه داراي ويژگي هاي متمايز ومتضاد درعرصه تفكر عملي وسياسي است كه بدان اشاره مي شود.
االف)ويژگي هاي تفكر اسلام اموي
1-عقل گراي مادي:كه مبتني بر اصالت وعقل گرايي مادي محض بود؛بطوري كه ميزان را تنها عقل خود قرارداده ان هم عقلي كه با اطا عت ناب از خداوند ورسول خدا اراسته نگرديده والوده به منا فع مادي ونفع شخصي مي باشد.
به عنوان مثال شخص سعد بن ابي وقاص تقريبا در همه جنگ ها در كنار پيامبر(ص)او فاتح ايران بود ويك امپراطوري بزرگ را شكست داد،امادر عصر حضرت علي (ع)سكوت اختيار كرد!ودرسال55هجري فوت نمود.پسرش عمر بن سعد پنج سال بعد فرماندهي سپاه اموي در واقعه كربلا را بر عهده داشت وبراي حضور در عاشورا ومقابله با امام حسين (ع)يك شب فرصت فكر كر دن خواست اما عقل الوده وغير منزه او،راي به حمايت يزيد داد.ويا عبدالله بن عمر از شخصيت هاي تاريخ صدر اسلام است كه از بيعت با حضرت علي (ع) سر باز زد وبر اي بيعت با عبد الملك شبانه به سوي حجاج بن يوسف رفت تا حتي يك روز هم بي بيعت نباشد وبا حجاج بن يوسف در حالي بيعت كرد كه حجاج به جاي دست،پايش را ان هم از زير رختخواب بيرون اورد. او شبانه دست بر پاي حجاج نهاد وبا اوبيعت كرد كه نتيجه عقل گرايي محض بود.
2-سكولاريسم
يعني اعتقاد به جدايي دين از سياست؛بطوري كه صاحبان چنين بينشي داراي رفتار هاي غير خدايي وغير ولايي مي باشند.يزيديان حاضر بودند كه حسين ويارانش انان را خليفه بلاد اسلامي بشناسند ودر خانه ها ومساجد به ذكر نماز مشغول باشند وكاري به قدرت و حا كميت نداشته باشند.
3-دنيا گرايي
دنيا طلبي ودين به دنيا باختگي از ويژگي هاي بر جسته انهاست بطوري كه سران اين تفكر به جمع مال افزودن كيسهاي زر وشتران پرداخت وطوري شد كه شمش هاي طلاي انان را با تبر مي شكستند تا بين ورثه شان تقسيم كنند.
4-تساهل وتسمامح
تفكري كه داراي رويكرد تسامح وتساهل نسبت به دين بوده و معتقد است عمل به خلاصه ي از نماز ،روزه،حج وثواب اخروي، كافي است! تفكري كه سردمداراننش همانند شريح قاضي به فتواي قتل حسين (ع) ميدهند يا ابو موسي اشعري در مقام حكميت به عزل علي (ع) حكم مي كند .
5-اهل نفاق
كساني مانند ابو سفيان و اموياني چون مروان و وليد،تبعيديان مادام العمر پيامبر ، در صف شريعت خواهان وحاكمان ديني ظاهر ميشوند واجتهاد مي كنند!
6-فسق گرايي
انان اهل فسق وفجور بودند ..بطوري كه در چهره خليفه رسول الله در دارالخلافه ،مجالسي اراسته وبا شراب خنيا گران ورقاصان به پاي كوبي مي پرداختن.
7-بيگانه گرايي
در كاخ معاويه ويزيد ،مشاوران غير مسلمان تدبير سياست وحكومت به اميرمومنان مي اموزند ومرز بين خودي وغير خودي مخدوش گرديده ويهوديان ونصاري در كسوت مشاوران و كار سازان دولت خليفه قرار مي گيرند .
8-دمكراسي گراي
دراين تفكر سياسي ،رهبري يك رويكرد مردمي تلقي شده وبيعت مردم را علت رهبري ميدانند از اين رو رويكرد وبيعت مردم در سقيفه بني ساعده را ملاك مشروعيت خود مي دانند، اما در عمل معتقد وعامل به فرايند دمكراتيك نبودند!
چنانكه در ادامه توجيه اساس تعلق رهبري به افراد،ووصيت خليفه اول را مشاهده ميكنيم كه انتخاب مردم را نقض مي نمايد كه بعد ها در قالب شورا نمود ميابد ودر نهايت يزيد وارث عنوان خليفه مسلمين از پدرش معاويه مي شود ونظام خلافت سلطنتي وارثتي شكل ميگيرد.
9-عوام فريبي وتهمت زني
در اين تفكر،كسي بر جامعه مسلط مي شود كه ولي امر خوانده مي شود اگر چه يزيد باشد! اما امام حسين (ع) سرور جوانان اهل بهشت ، خارجي معرفي شده و خونش مباح مي گردد! ودر كربلا به فرزندان رسول الله به عنوان مخالفان اميرالمومنين يزيد ،حمله مي كنند!به اين علت كه سران اين تفكر ،پيروان ديروز رسول خدا بودند كه پس از رحلت ان حضرت نقل معارف او را ممنوع كردند! تا حق روشن نشود . كه من منجر شد كه ناحق را حق و حق را نا حق جلوه دهند و بدين منظور نيز استدلالها مي كردندودرافكار عمومي منتشر مي ساختند
ب)ويژگي هاي تفكر اسلام ناب
1-ولايي بودن
تفكري كه انديشه وعمل خود را زلال كوثر ولايت ،از هر بيگانه اي پاس داشته بودند.
2-معصوم گرايي واصلح گرايي
امام حسين (ع) به عنوان امام معصوم ميزان صحت وسقم انديشه وعمل اين تفكر قرارا داده شده است .
3-شهادت گرايي
تفكري كه معتقد به جهاد اكبر وجهاد مستمر با نفس است ودر صف امام حسين (ع) به استقبال شهادت ايستاده است .
4- اخرت گرايي
دراين رويكرد، طرفداران وياران ،تسليم وسوسه دنيا نگرديده وهمانند ابوذر به ربذه تبعيد شد وشهادت وجان كاه را مي پذيرند اما ننگ پذيرش دنيا وتاييد اسلام اموي را نمي پذيرد .
5-نصب گرايي الهي رهبري
اين تفكر سياسي رهبري را يك منصب الهي در غدير خم مي داند كه مايه كمال دين وياس دشمنان از اسلام گرديده بود وبيعت مردم با انتخاب خداوند تبارك وتعالي امكان اجراي ولايت ميداند .در اين جهان بيني، ولي امر مسلمين ،كسي است كه پا جاي پاي پيامبر مي گذارد واطاعت مطلق از خداي بزرگ مي نمايد.
6-وفا منشي و وفاداري
دراين تفكر مسلم بن عقيل شهادت را به تنهايي مي پذيرد كه اولين شهيد راه دفاع از ولايت وفاداري است وعباس بن علي حربن يزيد با را ها كردن فرماندهي لشكر يزيد با شرمساري در خواست عفو از امام حسين (ع)مي كند وراه شهادت را را بر مي گزيند.
7- اصولگرايي
پايبندي به سنت نبوي واحكام اصيل اسلام ،مسير فراروي اين تفكر بوده وهيچ تسامح وتساهلي در ان پذيرفته نيست. بطوريكه در عصر حضرت علي (ع)در برابر زياده خواهي هاي طلحه وزبير ،ان حضرت ايستادگي كرد ونتيجه جنگ جمل بران حضرت تحميل شد.
............................................................................................................
تاريخ تكرار مي شود!!! به كدامين سو ميرويم ؟؟؟
سيد
(استفاده از اين مطلب با ذكر منبع بلا مانع است)
ببخشيد بابت تاخير كه در به روز كردن وبلاگ ايجاد شد

