تبليغاتX
فاطمیون
عاشق مادرم

بسم الله

حل المسائل اغتشاشات

 

از انجاي كه يكي از راههاي بورسيه به خارج از كشور ايجاد اغتشاش واشوب در دانشگاه وكسب حكم كميته انضباطي مبني بر تعليق يا اخراجه؛اين روزا بعضي ها در به در دنبال حل المسائل اغتشاشات هستن.نه اينكه خداي نكرده فكر كنين اين دانشجوهازبونم لال با گروهك هاي منافقين وكومله و پ. ك. گ و...(روم به ديوار)رابطه دارن؛نه...يا اينكه دور از جونشون دنبال نابودي نظام وانقلاب هستن وبراي اين كار حقوق مي گيرن؛نه...اين زبون بسته ها بخاطر كمبود امكانات يا شايد هم بخاطر تنوع؛حال كردن يه مدت براي ادامه تحصيل برن خارج ؛همين

ويه عده از دانشجو هاي خير خواه  هماز روي نوع دوستي كلاس حل تمرين اغتشاشات برگزار مي كنن وجزوات حل المسائل اغتشاشات رو در اختيار اين بچه ها قرار ميدن

البته من قصد ادامه تحصيل تو فرنگ رو ندارم ؛(البته به اين نوع)اما از انجاي كه بچه ي فوق العاده كنجكاوي هستم ؛ازاين دوستان خواستم تابعضي از اين جزوات رو در اختيار بنده قرار بدناجازه بدن توكلاساشون شركت كنم كه حضور تو كلاسها بخاطر هم نياز بودن با هشتي نشيني ؛مورد موافقت قرار نگرفت.

جزوه كه تاليف جمعي از اساتيد اخراجي وتعليقيه؛باتعريف حس مخالفت شروع ميشه؛اينكه نسبت به همه چي مخالفت باشي وبه همه اعتراض كني وبه عالم وادم گير بدي

(البته از انجاي كه اين دوستان خونه زندگي ندارن وغالبا وسط راهروها علافن وبراي بحث ازاد هم مجبورن كف زمين بشينن ؛ازنشريه هاي بقه به عنوان زير اندازاستفاده ميكنن)بعد يه چند وقتي صبر مي كني تا خير خواهي ات به همه ثابت بشه وهمه بفهمن تو واقعا مطالبات صنفي داشتي.

مرحله بعدي اينه كه به دليل يه مساله ي لزوما بيخود مثل اينگه چرا خوابگاه ها چهار طبقه است يا اينكه چرا بوفه پيتزا نداره؛تحصن كنيد وبيانيه بزنيد وبحث ازادتشكيل مي ديد.اما از انجاي كه اين چند وقته حسابي روت زياد شده؛احتياجي نيست براي بحث ازاد بهانه ي بياري.جمع مي شيد با خيال راحت بحث سيلسي مي كنيد وهر چي از دهنتون در مياد مي گيد. حالا مهم نيس اساسا ازچي سر در نمياري واصولا نمي فهمي چي ميگن همين كه مخالفت داشته باشي كافيه (البته ميگن تو اين مرحله استاد توضيحات لازم رو ميده وشما رو با انواع روش هاي لمپن بازي اشنا مكنه).

مرحله بعدي اينه كه يه روز ظهر گرسنگي رو تحمل  كنيد وبه بهانه ي كه تو غذا چيز(!!!)پيدا شده؛سيني ها روببچينيد كف زمين وسرود يار دبستاني روبا هم بخونيد(البته من اينجا شو  خيلي خوب نفهميدم. ولي اگر سر كلاسها حاضر ميشدم حتما استاد محترم توضيح مي داد بين چيز تو غذا وسروديار دبستاني چه رابطه اي وجود داره)...

خلاصه ل كلام اينكه ميزنيد ومي شكونيد ودست مي زنيد وپا مي كوبيد كه ((راي منو پس بده...)) نه ...چيز شده.اشتباه شد؛ببخشيد. خلاصه من مخالفم واعتراض دارم وحق منو خوردن و...البته من هنوز فرصت نكردم جزوه رو كامل بخونم ؛بخصوص اينكه قسمت هاي از اون به زبان اصلي (!!!)نوشته شده.

نكته اي كه هنوز براي من جاي سوال داره اينه كه مولفين ومدرسين محترم با سابقه ي درخشاني كه در فحاشي وچوب كشي وضرب وشتم دارن؛چراهنوز نرفتن اونور اب؟!!! هر چند اين احتمال هم هست كه اين دوستان از روي عشق ي كه به وطن دارن ؛براي كشف استعداد هاي دعوايي نشكفته ؛اينجا موندن ... در هر حال ما كه كشف جامون خوبه؛نه نه خيال اغتشاش داريم ونه هواي اونوراب زده به سرمون...شما اگه خواستيد؛ دوستان قربه الي ا... در خدمتن.

دانشجوي رند

سيد

نگارش در تاريخ جمعه بیست و دوم آبان 1388 توسط س.سعید |
درباره وبلاگ

بسم رب الفاطمه
ﺗﻮﮐﻠﺖ ﻋﻠﯽ ﺍﷲ.
سلام علیکم خدمت دوستان عزیز
فاطمیون در جای‌جای تاریخ، فریاد غربت اما پر صلابت علی را می‌شنوند که: این فاطمیون؟ اينك فاطميون به پا ايستاده‌اند تا اجازه ندهند جاهليت مدرن، فضا را به نفع جاهليت قريش «تغییر» دهد، «تغييري» که خواسته آمریکاست و قدرت‌‌طلبان داخلی در جهت اجرای آن در تلاش.
فاطمیون در این خیزش خواهند ماند چرا که نهیب فاطمه را به منحرفان می‌شنوند: از دنیای شما متنفرم، مردان شما را دشمن می‌شمارم و از آنها بیزارم. آنها را آزمودم و دور افکندم، و امتحان کردم، و مبغوض داشتم.

فاطمیون همواره بر قامت قائم چشم دوخته‌اند، و پرچم انتظار را برای ظهور آن منتقم، مظلومیت و غربت و شهادت فاطمه برافراشته نگه می‌دارند که این یعنی "سیاست ما عین دیانت ماست" چنین است
................
فرزند گنه کار مادرم حضرت زهرا(س)....مادرم دوستت دارم...
سیدسعید .ح
متولد : 25/9/1367
...............................

همین که دست قلم در دوات می لرزد

به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد

نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد

«هزار نکتهء باریک تر ز مو اینجاست»

بدون عشق تو بی شک صراط می لرزد

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نگاه تو آب حیات می لرزد

تو را به کوثرو تطهیرو نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لرزد

کنون نهاده علی سر،به روی شانهء در

و روی گونهء او خاطرات می لرزد



غزل تمام نشد،چند کوچه بالاتر

میان مشک سواری فرات می لرزد

سپس سوار می افتد ،تو می رسی از راه

که روضه خوان شوی اما صدات می لرزد

□□□

وعصر جمعه کنار ضریح روی لبم

به جای شعر دعای سمات می لرزد ...

..............................................
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌

پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد

و سفره‌ای كه تهی بود، بسته خواهد شد

همان غریبه كه قلك نداشت‌، خواهد رفت‌

و كودكی كه عروسك نداشت‌، خواهد رفت‌...
.......................
ادرس پرو فایل بنده

http://fatemyion.blogfa.com/profile

............................................
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
وحفظ نائب المهدی امامنا الخامنه ای

فرزند گنه کار مادر

التماس دعا.....

فاطمیون


پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
masir
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ