بسم الله
سلام به دوستان عزیز با دو مطلب به روزم ....لطفا مطالعه بفرمایید....
اينك فاطميون به پا ايستادهاند تا اجازه ندهند جاهليت مدرن، فضا را به نفع جاهليت قريش «تغییر» دهد، «تغييري» که خواسته آمریکاست و قدرتطلبان داخلی در جهت اجرای آن در تلاش.
.jpg)
..............................................
أین الفاطمیون؟
فاطمیه می ایدفاطمیون در شور و عزا! اما آنچه در این میان مبنا و ملاک است، عزاداری بدانگونه است که پیام فاطمه سلامالله عليها، در سیاست اسلامی شیعه، راهگشا باشد و راهنما! یعنی شیعه هم باید در هیأتهای عزای فاطمه بر سر و سینه بزند، و هم این شور و نوا را در سیاست شیعی کار آمد کند.
فاطمیون در همه تاریخ سربدارانی هستند، که غربت فاطمه سلام الله عليها را، و شهامت فاطمه را، و قیام فاطمه را در بحرانیترین شرایط انحراف و کژراهه قدرتطلبان سیاسیکار، میشناسند و رهروی از آن را بر خود واجب میدانند. مگر نه آنکه فاطمه، "تنهایی" است که در تنهاترین شرایط تاریخ اسلام، علیه سابقهداران يا به اصطلاح تحریفگران، در بیداد دین سیاسیشده – همان "سابقون"، به پا خاست، و محمدگونه تازیانه کلامش را بر اعتقاد و روش و منش غاصبان و پیروان آنها کوفت، و امت منحرف را انذار داد؟
فاطمیون داغداران غصب ولایت امامی هستند که هرگز در برابر شیفتگان قدرت، بیاعتقادهای به توحید و معاد، سرکشیکنندگان از امر وحی، و در یک کلمه، مردمسالاران فریبکار، تسلیم نشد، فاطمیون در این راه، سرفرازانه جانها و آبروهای بسیاری نثار میکنند، چرا که معتقدند کدام جان و آبرو، بالاتر و والاتر و ارزشمندتر از جان و آبروی محور کائنات صدیقه کبری سلام الله علیها؟
فاطمیون، هزار و چهارصد و اندی سال پیش علی بود و ابوذر، علی بود و سلمان، علی بود و فاطمه و تعداد اندکی که "خداسالاری" را پذیرا بودند و مردمسالاری را تبعیت ننمودند. گروهی که در خانه فاطمه علیه مردمسالاران، مردمفریب تحصن کردند، و با عدم بیعت با خلیفه غاصب، اعلان نمودند که: مشروعیت حکومت و خلافت اسلامی را با تصمیم و خدعه فتنهگران سقیفه، و بیعت مسلمانان با این حرکت نامشروع نمیپذیرند، بلکه آنان فقط ابلاغ وحی توسط حضرت ختمی مرتبت و نصب الهی امام، و مشروعیت الهی حکومت و خلافت را اعتقاد داشته، و بر این عقیده، همچنان استوار میمانند.
فاطمیون از آن روز تا کنون بر گرد وجود فاطمه میچرخند، و صلای غریب و ماتمزده او را تا عمق جان نفوذ میدهند که: چقدر زشت است شکسته شدن شمشیرها (و سکوت در برابر غاصبان) و بازی کردن بعد از جِدّ (به شوخیگرفتن سرنوشت اسلام و مسلمین) و کوفتن بر سنگ (کار بیحاصل) و شکافتهشدن نیزهها (تسلیم در برابر دشمن) و فساد عقیده و گمراهی افکار و لغزش ارادهها! (خطبه آتشین بانوی اسلام در بستر شهادت، آیت الله مکارم)
فاطمیون ندای سرنوشتساز فاطمه را میشنوند که: آنها چه ایرادی بر ابوالحسن داشتند ؟
و الله بر شمشیر برنده او ایراد میگرفتند و بیاعتنایش در برابر مرگ در میدان نبرد، و قدرت او در جنگجویی، و ضربات در هم شکنندهاش بر دشمن (همان)
فاطمیون برنامه سیاست شیعی را در کلام و راه و رفتار فاطمه تئوریزه شده میبینند، و برشهادت مظلومانه فاطمه به دست سیاسیکاران قدرتطلب، نامردان به نام مرد، و آنان که "مصلحت" اسلام و مسلمین را در خودکامگی و همیشه در قدرت بودن خود و قبیله و خویشاوندان خود خلاصه میکردند، سوگوارند.
در این سوگ عاشقانه و عارفانه، فاطمیون فراموش نمیکنند که فاطمه بر آن یورشبرندگان به کرسی قدرت، خشم گرفت و خشم الهی او آن قاتلان و غاصبان را در آتش ابدی فرو برد و مورد لعن همیشگی شیعه قرار داد. این مهم با دسیسههای سیاسی و بهانههای انحرافی، نه توجیهپذیر است و نه قابلیت پنهانکاری دارد. چرا که آن قدرتطلبی و قبیلهگرایی ضد اسلام، ثمره طبیعی خود را در حاکمیت ملعونی – البته سیاستمدار – چون معاویه نشان داد. و پس از او یزید، که در کمال حیرت امروز ما، در یک مردمسالاری، بر جامعه اسلامی حاکمیت یافت، و با پول و زور و فریب – عین دمکراسی و سیاستمداری - مردم را به حکومت خود تا بدانجا راضی نمودند، که هم امام مجتبی (ع) را به انزوا کشاندند، و سپس شهادت مظلومانهاش را رقم زدند، و هم در عاشورا، آل الله را با فجیعترین جنایات به شهادت رساندند، و به اسارت بردند، و بدتر از آن، آنها را "خارجی" نامیدند!! در نتیجه با ملاکهای امروز در "دین سیاسی شده ما " معاویه و یزید هم از مشروعیت سیاسی بهرهمند بودند، چرا که گر چه به قول "فرزدق" مردم کوفه دلهاشان با حسین بود، اما شمشیرهایشان برای یزید به حرکت در آمد، و هم با اشرافیت و تجمل و کاخ سبز، مایه آبرو و حیثیت برای مسلمانان بودند!! در عرصه بینالملل نیز توفیقات آنها روزافزون بود و روابط گسترده؟! تا جایی که حکومت امویان 300 سال در مغرب زمین استمرار داشت. اما شیعه بنا بر دستور، باید هر روز و هر لحظه بخواند و بداند: الهم العن اول ظالمٍ ظلم حق محمدٍ و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.
امروز فاطمیون بر آنند تا حاکمیت شیعه را چنان سامان دهند که حداقل مورد قهر و خشم فاطمه نباشد. از این رو آنها باید به استقبال نیزهها بروند، نیزههای قلم و زبان، تهمت و افترا و هر آنچه نامش سیاستمداری است و مصلحتگرایی؟! و خردورزی و تدبیر يعني همه حرکات امویصفت!
فاطمیون بر آنند تا راه سیاست چنان ساماندهی شود که به ترویج فرهنگ فاطمی بیانجامد، نه آنکه برای جمع چند رای، به رای وابستگان به فرقه منحرف وهابیت امیدواری و بدهکاری اعلان گردد.
فاطمیون همواره بر قامت قائم چشم دوختهاند، و پرچم انتظار را برای ظهور آن منتقم، مظلومیت و غربت و شهادت فاطمه برافراشته نگه میدارند که این یعنی "سیاست ما عین دیانت ماست" چنین است که حرکتهای تبلیغی شاه و شهبانویی، و حمایتهای سازمانها و حزبهای نامشروع، و اصلاحطلبی برانداز و راستگرایی ناراست را نمیپذیرند.
فاطمیون در جایجای تاریخ، فریاد غربت اما پر صلابت علی را میشنوند که: این فاطمیون؟ اينك فاطميون به پا ايستادهاند تا اجازه ندهند جاهليت مدرن، فضا را به نفع جاهليت قريش «تغییر» دهد، «تغييري» که خواسته آمریکاست و قدرتطلبان داخلی در جهت اجرای آن در تلاش.
فاطمیون در این خیزش خواهند ماند چرا که نهیب فاطمه را به منحرفان میشنوند: از دنیای شما متنفرم، مردان شما را دشمن میشمارم و از آنها بیزارم. آنها را آزمودم و دور افکندم، و امتحان کردم، و مبغوض داشتم. (همان)
سید
............

در ادامه مطلب13 آبان به روایت تاریخ ....لطفا مطالعه بفرمایید....
ادامه مطلب...
