چند روز پیش که رفته بودم مسجد برا نماز جماعت یه اتفاقی افتاد که خیلی منو برد تو فکر .....
من تو یکی از صف های آخر نشسته بودم ، چند تا صف جلوتر یه بنده خدایی بچه کوچیکش رو هم که حدودأ 3 سالش بود با خودش آورده بود ، نماز که شروع شد دیدم این بچه نگاه میکنه به باباش و هر کاری که باباش انجام میده اونم انجام میده......
نماز اول که تموم شد مردم شروع کردن به خوندن نافله ، منم نشسته بودم و به این بچه نگاه میکردم و خلاصه به شیطنتاش میخندیدم ، بابایه بچه هم داشت نافله میخوند ، بچه هم داشت این ور و اونور میدوید که یه دفعه باباشو گم کرد و وایساد!!! از چهرش میشد فهمید که یکدفعه چقدر اضطراب پیدا کرد و شروع کرد به گریه کردن وهمش میگفت بابا بابا بابا ........
چند نفر که اون اطراف بودن سعی کردن تا آرومش کنن ، یکی براش شکلک در میاوورد اون یکی بهش شکلات داد یکی دیگه میخواست با نشون دادن لوستر مسجد هواسشو پرت کنه ولی این بچه آروم بشو نبود ........
تا اینکه باباش اومدو اونو تو بقل گرفت ، همین که باباشو دید سریع به سمتش دویدو بقلش کرد و بلافاصله گریشم تموم شد......شاید الان بگید کجایه این آدمو میبره تو فکر یا این که مشابه این اتفاق برای خیلی از ماها اتفاق افتاده باشه ..... برای من هم دیدن همچین اتفاقی چیزه جدیدی نبود.!!؟؟
ولی نمیدونم چی شد که یه دفعه به فکر حرکات و رفتار این بچه اوفتادم . میگن ما آدم بزرگا باید خیلی از کارامونو از بچه ها یاد بگیریم !!! واقعأ باید این حرفو با طلا نوشت....
یه لحظه به ذهنم خطور کرد دیدم این بچه واقعأ عاشقه باباشه ، هر کاری که باباش میکنه سریع انجام میده ، دوست داره مثل باباش باشه و..... حتی طاقته یه لحظه دوری اونو نداره و تا اونو تو آغوش نگیره آروم نمی گیره......
ما باید معرفتو از یه بچه یاد بگیریم ، ببینیم اون چطور با باباش رفتار میکنه ماهم با مولامون همون طور رفتار کنیم ، ببینیم اون چطور می خواد خودشو شبیه باباش کنه ما هم همون طور از مولامون تقلید کنیم ، همون طور که یه بچه یه لحظه هم طاقته دوری باباشو نداره ما هم دوری از مولامون رو حس کنیم و تا مولامون رو در آغوش نگیریم آروم نگیریم ، همون طوری که یه بچه از باباش حرف شنوی داره ما هم از مولامون حرف شنوی داشته باشیم ، یه بچه هر چی باباش بگه انجام میده ( اینو بخور ، اونو نخور ، این کارو انجام بده فلان کارو نکن ، اینجا بورو اونجا نرو ، و.............) .
دقت که میکنم میبینم اگه ما هم مثل یه بچه که به تمام حرفایه بابا و مامانش گوش میده با امام زمانمون رفتار کنیم واقعآ میتونیم بگیم منتظر آقامون هستیم ، اونوقته که میتونیم به آقامون بگیم که واقعأ عاشقش هستیم و در زمانه غیبتشون یه لحظه آروم و قرار نداریم ...........
رفقا اگه ما بچه خوبی باشیم اون وقت آقامون آغوششو باز میکنه و مارو در آغوش میکشه ...............
خدایا کمکمون کن تا مثل یه بچه خوب هر چی میگه گوش کنیم
برایه فرجش دعا کنید
التماس دعا
سلام آقا جون
نمیدونم
چرا وقتی گرفتار میشم یاده شما می افتم ، وقتی گناه سراسره وجودمو میگیره
، اونوقت که دیگه حالم از خودمو کارام بهم میخوره ، وقتی دلم اونقدر از
گناهایی که کردم پره و...............
آقا
جان یه وقتایی بود که اگه یه گناه کوچیک میکردم دلم میگرفت ، عذاب وجدان
میگرفتم ، وای اگه اون گناه رو روز دوشنبه و یا پنجشنبه انجام میدادم ، چه
حاله بدی بهم دست میداد ، چون میدونستم که نامه اعماله ما شیعیان رو به
شما ، تو این روزها ارائه میدن ، همش دعا و استغفار و توبه میکردم به
درگاه خدا که گناهامو قبل از این که نامه اعمالمو ببینین ببخشه ، فکر
اینکه شما پرونده سیاه من رو ببینین برام عذاب میشد ، هی به خودم فحش و
لعنت میفرستادم و میگفتم آخه این چه کاری بود که کردی ، فکر اون لحظه که
شما با دیدن پرونده من ناراحت میشید داغونم میکرد ، آخه شما از ما شیعیان
انتظاره این کارارو ندارین ، به قوله مرحومه کافی شما که غیر از ما شیعیان
کسی رو ندارین ، حالا منم که اسمم شیعه هستش این جوری تو زرد از آب در
اومدم ..................
آقا
جان ولی چند وقتی هست که دیگه بعد از گناه کردن عذاب وجدان نمیگیرم آقا
دیگه دلم نمیگره بعد از گناه کردن ، آقا جان دیگه شبا که میخوابم یادم
میره از خدا بخوام توفیق بده شما رو زیارت کنم ، آقا دیگه دلم برایه
جمکرانت پر نمیزنه ، آقا دلم از سنگ شده ،
آقا...............................
آقا
جانم دستمو بگیر ، نه ببخشید شما دستمو گرفتین که الان دارم باهاتون درد
دل میکنم ، آقا همه ایرادا از منه اینو خودم میدونم ، آقا منو ادبم کن ،
آقا کمکم کن تا وجدانم بیدار شه و برگرده به اون اصل وجودیه خودش ، آقا شرمنده ام از این همه رو سیاهی ، شرمنده ام ....شرمنده....
آقا
با این همه رو سیاهی بازم برایه فرجتون دعا میکنم آخه به رحیم بودن خدا
اطمینان دارم اون انقدر مهربونه که حتی دعایه یه گناه کار مثل من رو هم
قبول میکنه .
درمذهب ما کـلام حق نـاداست
طاعت که قبول حق بودیاداست
ازجمـله آفـریـنـش هــردو جــهـان
مقصود خـدا علی واولاد است
تــا صـورت پـیـوند جــهان بود علی بود تا نقش زمین بودوزمان بود علی بود
شاهی که وصی بود وولی بود علی بود سلطان سخـا وکـرم وجـود علی بود
این کـفـر نبـاشـد سخن کـفـر نـه اینـست تـا هست علی باشد وتـا بود علی بود
ناله کن ای دل به عـزای علی
گـریه کن ای دیـده برای علی
کعبه زکف داده چومولود خویش
گشته سـیـه پـوش عــزای علی
دیـده زمـزم که پرازاشک شـد
یـادکـنـدزمــزمـه هـای علی
مــاه دگـر دردل شب نـشنـود
صـوت منـاجــات ودعــای علی
آه که محـروم شــدامشب دگــر
چـشـم یتیـمـان زلـقـای علی
از آنجایی که رژیم اشغالگر قدس از ابتدای تشکیل تا به حال قصد مشروعیت بخشیدن به خود را داشته است به طرق مختلف سعی نموده تا کشور ها و مجامع جهانی و بین المللی ، وجود وی را به رسمیت بشمارند و حتی حاضر است برای گرفتن این امتیاز دست به هر اقدامی بزند ، از فشار های سیاسی و بین المللی ، هجمه های فرهنگی ، تاریخ سازی دروغین گرفته تا راهکارهای صلح گرایانه .
در طی سالیان اخیر نه تنها مجامع و ملل مسلمان و جهان عرب دست به مبارزه ی آشکار علیه این جرثومه ی فساد نزده اند بلکه روز به روز شاهد وجود کرسی های بیشتری از رژیم صهیونیستی در مجامع جهانی و همچنین به تبع آن حذف نام فلسطین می باشیم .
کشور های عربی نه تنها به این مسئله راضی نشدند بلکه روابط مخفیانه و گاهی نیز آشکارا با سران رژیم صهیونیستی بر قرار می کنند و به نام گفتگو و.... پیمان هایی را با یکدیگر منعقد می کنند که این اواخر شاهد بودیم که زمزمه هایی از برخی کشور های عربی و غیر عربی مسلمان بلند شد که در صدد ایجاد سفارتخانه ی اسرائیل در خاک کشورشان بودند . !!
نه تنها صهیونیستها توانستند تا این حد نفوذ کنند بلکه در همین ایران اسلامی خودمان که دشمن درجه یک اسرائیل هستیم از درون کشور حرف از رابطه با اسرائیل ، پایان دوران قهر و… زده می شود .
حتی در سایت ایرانی Cloob ما شاهد این مسئله بودیم که در لیست کشور های موجود نامی از فلسطین مشاهده نمی شد و به جای نام فلسطین شاهد نام منحوس اسرائیل بودیم . که این مسئله با مخالفت اعضا روبرو شد که مدیران این سایت پس از اخراج کاربرانی که اعتراض کرده بودند این لیست را تصحیح نمود و اشاره داشت که به علت احترام به کاربران این تغییر حاصل شده است و. این موضوع بیانگر این است که آنها قلبا به این معتقدند که اسرائیل کشوریست مشروع و دیگر در نقشه های جهانی نامی برای فلسطین وجود ندارند . !!
آنچه ذکر شد نمونه ای از هزاران اتفاقاتی است که از این قبیل می افتد .

اما امروزه رژیم صهیونیستی برای مشروعیت بخشیدن به خود به ایجاد رابطه با همسایگان خود نیازمند است و همینطور کشور های عربی دیگر . زیرا بدین واسطه هم در میان آنها نفوذ کرده و هم عنان آنها را به دست میگیرد . یکی از جنبه های این رابطه . روابط اقتصادی و بازرگانی است .
بدین سبب در سالهای اخیر نوعی همکاری اقتصادی میان طرفین مذکور پدید آمده است ، که در سال 2003 این آمار بسیار قابل توجه و همچنین تاسف برانگیز است .
در این سال این رژیم با 14 کشور عربی رابطه اقتصادی برقرار کرد که حجم آن به 193 میلیون و 960 هزار دلار می باشد که عبارتند از .
|
کشور |
حجم کل مبادلات |
میزان صادرات |
میزان واردات |
|
ادرن |
000ر200ر131 $ |
000ر500ر44 $ |
000ر700ر86 $ |
|
مصر |
000ر610ر48 $ |
000ر110ر22 $ |
000ر500ر26 $ |
|
مغرب |
000ر840ر7 $ |
000ر140ر1 $ |
000ر700ر6 $ |
|
جیبوتی |
000ر270ر1 $ |
|
|
|
عربستان |
000ر270ر1 $ |
|
|
|
امارات متحده |
000ر904 $ |
000ر400 $ |
000ر900 $ |
|
لبنان |
000ر802 $ |
000ر2 $ |
000ر800 $ |
|
عراق |
000ر502 $ |
000ر2 $ |
000ر500 $ |
|
الجزایر |
000ر501 $ |
000ر1 $ |
000ر500 $ |
کشور های قطر ، تونس ، عمان و موریتانی در رتبه های دهم تا سیزدهم قرار دارند و حجم مبادلات تمام آنها با رژیم صهیونیستی 542 هزار دلار است که 99 درصد آن را داردات تشکیل می دهد !!
بدین ترتیب می توان به راحتی در یافت که رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر چگونه توانسته است موجودیت اقتصادی خود را بر منطقه تحمیل نماید و آنچه را که نتوانسته با قدرت نظامی به دست آورد (سلطه ی بر منطقه خاورمیانه و جهان عرب) از طریق عادی سازی بازرگانی و اقتصادی محقق سازد . به گونه ای دیگر تحریم اسرائیل توسط جهان اسلام به نوعی افسانه تلقی گردد .
در مطلب بعدی به چگونگی تحریم این رژیم و راهکارهای آن می پردازیم
در هر کجای این عالم نه چندان بزرگ هر گاه جنگی در می گیرد, موضوع تفکر همگان می شود. از فرماندهای نظامی گرفته تا مادرانی که چگر گوشه هایشان راهی میدان جنگ کرده اند.
در کوچه پس کوچه های شهر درگیر جنگی _همچون الخلیل _ که بگذری, به یقین حرفم را قبول خواهی کرد : کودکانی که اسلحه به دست , شجاع تر از سربازان دشمن, برای مقابله با همدیگر گارد می گیرند و به سوی هم شلیک می کنند.
خوب که بنگری خواهی دید که سن اکثرشان از 10سال تجاوز نمی کند, اما در حاشیه ی خانه های خراب شده شان توسط صهیونیست ها آن ها را مسلح می یابی .گویی آن جا واقعا معرکه ی جنگ است.
گروهی شان عرب می شوند و عده ای دیگر یهود. آن قدر با اطمینان و دقت با مسلسلها و اسلحه های پلاستیکیشان دشمن را هدف میگیرند که در همان بنگ اول یک یهودی نقش زمین می شود. درست همان لحظه عرب کوچکی الله اکبر گویان بر زمین می افتد و مبارزکان دیگر او را بر سر دست بلند می کنند و از عمق جان فریاد می زنند: "ای شهید , راهت ادامه دارد."
نگاه کن : او محمد است. محمد 8 سال دارد و به همراه پدرش برای خرید عید به بازار رفته است. تصمیم پدر برای خرید یک توپ فوتبال یا یک قطار است؛ اما محمد چیز دیگری می خواهد. چند دقیقه می گذرد و محمد شادمان از این که توانسته بر خواسته ی پدر غلبه کند , با یک اسلحه ی " ام 16 " پلاستیکی که از نظر ظاهر کم از اصل اسلحه ندارد , لبخند بر لب و با دلی سرشار از امید و جرئت از بازار بیرون می آید. اکنون محمد هم می تواند همچون دوستانش طعم بازی جنگ را بچشد و مصمم در برابر اشغالگران میهنش بایستد.
این, نه داستان کودکان الخلیل است که درباقی شهرها نیز وضع به همین منوال است . این کوچکان بلند همت در کوچه خیابانهای دیارشان مشغول بازی جنگ هستند؛ اما نه فقط برای سرگرمی که هر کدامشان به مثابه ی سربازی دلیر تمرین جهاد علیه باطل می کنند.
محمد اندیشه ی بزرگی در سر دارد : هر بار که اسلحه به دست می گیرد, آرزو میکند تا همانند برادر شهیدش _ مصطفی _ که چندی پیش در قلب تل آویو عملیات استشهادی مهمی انجام داد, شهید شود.
بنگر ! از ترس می لرزند. با آن هیکل های بزرگ و از نوک پا تا فرق سر مجهز باز هم از کودکان دلیر قدس پروا دارند. آن مرزبانان پر ادعا, به سوی کودکان قدس شرقی که به بازی می جنگیدند و مقاومت می کردند, گاز اشک آور شلیک کردند ... .
نمیدانم کدامشان را کودک خطاب کنم؟ کودک لفظ مقدسی است و سرشار از پاکی …خرد عقلان لفظ بهتری است .
نظامیان خرد عقل صهیونیستی كه پيشرفته ترين اسلحه ها را دارند ، پر قدرت ترين بمب ها را دارند محكم ترين زره ها و پوشش ها را دارند مي ترسند ! از چه ؟ آن ها میدانند که این کودکان با اسلحه های پلاستیکیشان نیستند که در برابر آن ها ایستاده اند , بلکه اندیشه ی حق طلب و نیروی ایمان آن هاست. همان که کودکی را وا می دارد تا تک و تنها در برار تانک ضد هسته ای اسرائیل بایستد و مقتدرانه بگوید : " القدس لنا " و آن تانک است که عقب می رود نه کودک.
آری؛ خداوند قهار است که شجاعت را هم چون درختی در دل مومنین پر بار می سازد و قلب دشمنان را مملو از رعب و وحشت می کند.
به حق : جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا
فان حزب الله هم الغالبون
یا علی!
فلسطين در نگاه شهيد مطهري
«اسرائيل غاصب است و صهيونيسم ، يك انديشه ي سلطه جويانه ي مبتني بر تجاوز و زور و....در اين ميان ، ملت مسلمان فلسطين ، مظلومترين است ، قدس عزيز در اشغال صهيونيست ها است و مسجدالاقصي ، قبله ي نخستي مسلمين لگدكوب متجاوزان اشغالگر !
غيرت ديني و تعهد انساني چه مي كند ؟ ومسئوليت مكتبي و اسلامي چه مي گويد؟
آيا مي توان مسلمان بود و نسبت به اين فاجعه ي قرن بي اعتنا ماند ؟
هرگز ....»
شهيد مطهري ، در اين ميدان نيز جزو پيشـگامان حركت فكري و اقدام عملي بود .
نطق هاي آتشين استاد عليه صهيونيسم و در فراخواني مسلمانان براي ياري رساندن به ملت مظلوم فلسطين ، هنوز در گوش ها طنين انداز است . استاد چنان نسبت به اين مسئله هوشيار بودندكه در هر فرصت مناسب ، فرياد حق طلبانه ي خويش را در اين باره سر مي دادند . استاد مطهري معتقد است كه فقط اندوهگين شدن و تسليت گفتن ، رنج جانكاه مردم فلسطين را التيام نمي بخشد .و گفتن و شنيدن و نوشتن و سرودن هم ، تكليف را ساقط نمي كند .
هم افشاگري و بيان مظلوميت ها لازم است و هم تعاون و همدردي عملي .
ايشان بر اين نظر است كه بايد فرياد اين ستم ديدگان را به گوش جهانيان رساند ، با امكانات مالي به ياري آنان شتافت .
نظق تاريخي استاد عليه صهيونيسم در عاشوراي سال 1390 قمري برابر با اسفند 1348 شمسي كه به دستگري ايشان انجاميد فراموش ناشدني است و جا دار كه در اينجا به بحشي از آن پرداخته شود
ايشان فرمودند :
« ما بايد فرض كنيم اگر پيغمبر خدا زنده بودند ، الان چه مي كردند در باره ي چه مسئله اي مي انديشيدند ؟
والله بالله من قسم مي خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مباركشان امروز از يهود مي لرزند . اين يك مسئله ي دو دو تا چهار تا است .
مسئله ي فلسطين را اگر كسي نگويد گناه كرده است . من اگر نگويم والله مرتكب گناه شده ام و هر خطيب و واعظي اگر نگويد مرتكب گناه شده است . گذشته از جنبه ي اسلامي ، فلسطين چه تاريخچه اي دارد ؟ قضيه ي فلسطين مربوط به دولتي از دولت هاي اسلامي هم نيست ، مربوط به يك ملت است ، ملتي كه او را به زور از خانه اش بيرون كرده اند .
تاريخچه ي فلسطين چيست ؟ يهوديان مدعي هستند كه سه هزار سال پيش دو نفر از ما يعني داوود و سلميان براي مدت موقتي در آنجا سلطنت كرده اند . تاريخ را بخوانيد در تمام اين مدت 2-3 هزار ساله چه وقت بوده است كه سرزمين فلسطين اكثريتش مال يهودي بوده است .؟
قبل از اسلام هم مال آنها نبوده و بعد از اسلام هم مال آنان نبوده . روزي كه مسلمين آمدند و آنجا را فتح كردند فلسطين در اختيار مسيحيان بود و نه در اختيار يهوديان و اتفاقا يكي از مواردي را كه مسيحي ها بعد از صلحشان با مسلمين در صلحنامه گنجاندند اين بوده است كه گفتند شما يهوديان را در اينجا راه ندهيد مسيحي ها گفتند ما با شما زندگي مي كنيم ولي با يهودي ها زندگي نمي كنيم . چطور شد حالا نام وطن يهودي به خودش گرفته است . (اين مسئله)يكي از قضايايي كه كارنامه ي قرن ما را تاريك مي كند . اين قرني كه به دروغ نام حقوق بشر نام آزادي نام انسانيت به خود مي دهد . همين قضيه صهيونيسم .
يهودي هاي دنيا بعد از آنكه زجر و شكنجه و آزار مي بينند در روسيه مثلا رنج مي بينند . در آلمان مثلا زجر مي بينند در لهستان مثلا زجر مي بينند بزرگانشان مي نشينند و مي گويند شما كه در اين طرف و آنطرف دنيا متفرق هستيد ، در گوشه هاي دنيا در اقليت هستيد ، تا اينطور است ، سرنوشت شما همين است و ما بايد يك مركزي را انتخاب بكنيم و در آنجا جمع شويم .
بعد از جنگ جهاني اول پيش آمد و ... انگليس ها با صهيونيست ها كه تازه تشكيل شده بود قول و قرارشان را محكم كردند كه فلسطين را مي دهيم به شما در قلب ملت هاي اسلامي ...
انگلستان آمد از جمله جاهايي را كه گرفت، فلسطين بود .كه من قيوم و سرپرست شما هستم رسما كفيل شده و بعد هم اين كفيل آمده و وعده داده به صهيونيست ها كه من اينجا را به شما مي سپارم و بعد مسلمان هاي بومي را كشتند و زدند و بيرون كردند و آواره كردند پشت سر يكديگر هم مرتبا از كشور هاي اروپايي مهجارت كردند آمدند و امروز حدود 3 ميليون فلسطيني آواره در بيابان هاي فلسطين داريم .
آيا فقط هدف اين بوده كه يك دولت كوچي در آنجا تشكيل شود ؟ خير
آنها مي دانستند كه يك دولت كوچك بالاخره در آنجا مي تواند زندگي كند و آنها مي خواستد كه يك اسرائيل بزرگ را درست كند كه دامنش به ايران هم كشيده شود . كه به قول عبدالرحمان فرامرزي كه گفته است اين اسرائيل را كه من ميشناسم فردا ادعاي شيراز را هم ميكند و هم ميگويد شاعرهاي خود شما سعدي و حافظ و غيره هم در شعرهايشان گفته اند و اسم شيراز را گذاشته اند "ملك سليمان". حالا هر چه بگوييد آن تشبيه است مي گويند شاعر هاي شما اينجا را از قديم گفته اند ملك سليمان پس حالا هم ملك سليمان است .
مگر ادعاي مدينه را ندارند مگر ادعاي خيبر را ندارند ؟ مگر اينها ادعاي عراق و سرزمين هاي مقدس ما را ندارند ؟ والله و بالله ما در برابر اين قضيه مسئوليم . به خدا قسم ما غافل هستيم . والله قضيه اي كه دل پيغبر اكرم (ص) را امروز خون كرده است اين قضيه است . داستاني كه دل حسين بن علي (ع) را خوني كرده است اين قضيه است .
اگر حسين بن علي (ع) امروز بود ، مي گفت اگر مي خواهيد براي من عزاداري كنيد بايد اشعار شما فلسطين باشد شمر امروز شما موشه دايان است . شمر 1300 سال پيش مرد و رفت شمر امروزت را بشناس به دروغ به مغز ما كرده اند كه اين يك مسئله ي داخلي است و مربوط به عرب و اسرائيل است . چرا يهوديان دنيا مرتب براي اينها پول مي فرستند ؟ ما چه جوابي در مقابل اسلام پيغمبر خدا داريم ؟ خجالت دارد كه خودمان را مسلمان بدانيم . خجالت دارد كه خودما را شيعه ي علي بن ابيطالب بدانيم . آيا ما وظيفه نداريم كه يك كمك مالي بكينيم ؟ آيا اينها مسلمان نيستنتد ؟ آيا اينها براي حق مشروع بشري قيام نمي كنند ؟ به خدا قسم وقتي كه انسان اينها را مي بيند آتش ميگيرد .
پيغمبر خدا فرمود كه هر كس بشنود صداي مسلماني را كه او فرياد مي كند (ياللمسليمن ) و زود او را كمك نكند او ديگر مسلمان نيست .و من او را مسلمان نمي دانم.
چه مانعي دارد كه ما براي اينها حسابي بانكي باز كنيم ؟ چه مانعي دارد كه ما مقدار كمي از در آمد خودمان را به اينها اختصاص بدهيم . پس بياييم به خودمان ارزش بدهيم و بياييم به كار خودمان ارزش بدهيم ، به فكر خودمان ارزش بدهيم . به كتابهاي خودمان ارزش بدهيم به پول هاي خودمان ارزش بدهيم . خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند كنيم . »
استاد مطهري حسابي بانكي به نام خود و علامه طبابايي و آيت الله سيد ابوالفضل زنجاني گشودند و اين امر را در يك سخنراني با عنوان احياي تفكر اسلامي اعلام كردند كه پس از ان دستگير شدند و مورد بازجويي قرار گرفتند .
از بيانات استاد مطهري چند نكته برداشت مي شود :
1- عيرت ديني و اسلامي ايشان .كه در الفاظ سبك سخن ايشان آشكار است
2- آگاهي و آشنايي كامل ايشان با تاريخچه ي فلسطين و چگونگي ريشه داوندن صهيونيسم كه باعث شده است تا كلام ايشان كارشناسانه و علمي باسشد و با ارائه سند هاي تاريخي به محكوميت صهيونيسم بپردازد .
3- انديشه ي اقدام عملي براي كمك رساني به ملت مظلوم فلسطين كه اقدام مالي نظامي و غيره را شامل مي شود.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد .
__________________________________________
هفته نامه پرتو سخن 7 ارديبهشت1384 شماره 276 سال ششم .

