تپش قلم

انگاه که ((وعده خدا))فرا رسد،یک حادثه کوچک هزاران حوادث بزرگ می پرورد وسلسه حوادث روزگارظالمان را سیاه می سازد
***
بهترین راه تحمیق احمق خودسر سکوت است که اورا در حماقتش تایید وزمینه زوالش را تسریع می نماید!
***
عارفانی که عکس رخ(( نگار نازنین ))را در اینه انچه می بینند،دیده اند،از((ماومن))بریده اند
***
در شهر زندان بی شعور ،صورت انسانها ((میش نما))وسیرت انها ((گرگ صفت))
است!
***
اگر در جامعه ،مدیران فاقد ((عدالت فردی))باشند ،سخن گفتن از(( اعدالت اجتماعی))شوخی با واشوخی با واژه ها است
***
وقتی((اشتراک لفظی ))منطبق بر ((اشتراک محتوایی))نباشد همه از خوبی دم
می زننداما خوبها بی یاورند!
***
بسم الله
سلام به همه
دوستان گرامی وعزیز
یه چند وقتی می شد که می خواستم خودمونی با هاتون کمی صحبت بکنم که وقت یاری نمی کرد وخیلی از دوستان هم گله مند بودن ومن همیشه شرمنده دوستان می شدم .
میخوام ازهمه شما بدون هیچ تملقی وبدون هیچ نا خالصی در ابراز احساسم بگم:
ممنونم...تشکر میکنم...برای همه چیز ،برای اینکه همیشه منو دل گرم میکردید تا بازم بنویسم ودست به قلم بشم وحر فهای دلم رو بنویسم از اون دسته دوستانی که حتی نوشتهای منو نخودن هم تشکر می کنم چون همین قدر هم برای من عزیزه... از دوستانی که جاشون هم خالیه تشکر ویژه دارم وامیدوارم که زودتر برگردن ...همه با هم برایشون دعا می کنیم تا هر جا هستند خوب وسلامت باشن......و.دعای من برای شما که نوشته های منو می خونی اینکه عاقبت به خیر بشی وهمیشه سالم بمونی.
دوستا ن الان که دارم برای شما می نویسم احساس نزدیکی به تک تک شما رو در وجود خودم حس می کنم دلم برای همه تون تنگه وقلب من برای شما تند میزند چون دوستی برای من خیلی خیلی مهمه .همه دوستان رو دوست دارم به همین دلیل هم برایتان می نویسم برایم دعا کنید چون دعای خوبان مستجاب می شود ....
هدیه ی برای شما...
نه از مهر ونه از سرکین می نویسم
نه از کفر ونه از دین می نویسم
دلم خون است ، میدانی برادر
دلم خون است ، از این می نویسم
...................................................
نافرمانی والدین
تسریع در کیفر
جایگاه پدر ومادر در ایات وروایات
کسانی که حق والدین را ادا نکنند باید در همین دنیا ازکیفریومجازات عمل خود بهراسند. بسیاری از مردم در زندگی بامشکلاتی مواجه می شوند که ارتباط تنگاتنگی با رفتار های نادرست خودشان دارد. ازاین رو خداوند درباره کسانی که یاد خدا رافراموش می کنند،از وضعیت سخت زندگانی انان به عنوان اثار رفتارشان سخن می گوید.به این معنا که رفتار هابه خودمان در همین دنیا به شکل اثار پیامدهابه خودمان باز می گردد.
خداونددرایاتی چند برنیکی به پدر ومادر تاکید کرده است که ازان جمله می توان به ایه 13سوره اسراء اشاره کردکه در ان فرمان داده که جزخدا را نپرستید وبه پدر ومادر نیکی کنیدواگر یکی از انان یا هردوبه پیری رسیدند، به انان اف مگوئیدوبا انان تندی مکنید وبا ایشان سخنی ملایم ونرم بگوئید.
پیامبر (ص)میفرماید :هرکه بامدادان،پدر ومادرش یایکی از ان دو از او رلضی وخشنود باشند،درهای بهشت به رویش گشوده می شود ؛هرکه شامگاهان ،پدر و مادرش یا یکی از ان دو از اوخشمگین باشند،درهای دوزخ به رویش باز می گردد. ( انوارالهدایه،ص 107)
ان حضرت می فرماید:نگاه محبت امیز فرزند به پدر ومادر عبادت خداست. (بحارالانوار،ج74ص81)
درباره باز تاب اعمال انسان در دنیا امام صادق(ع)می فرماید:به پدر مادرتان نیکی کنیدتا فرزندانتان به شما نیکی کنند. (امالی الصدوق،ص238وکافی،ج5ص554)
پیامبر(ص)نیز خشنودی خدا را درخشنودی پدر ومادر وخشمش را در خشم ایشان می داند (بحار الانوار،ج74،ص80)
وامام صادق (ع)اسان شدن سختی های مر گ را در صله رحم وارتباط با خویشاوندان ونیکی به پدر ومادر دانسته ومی فرماید :اگر کسی این گونه باشد سختی های مرگ بر اواسان می شود ودرزندگی هرگز دچار تنگدستی نمی شود.(همان،ص81)
نافرمانی پدر ومادر،عامل فشارها و ناکامی ها
بنابراین بسیاری از تنگدستی ها وفشارهای مادی زندگی به سبب بی احترامی به پدر ومادر ونادیده گرفتن حقوق ایشان است که بر ادمی تلنبار می شود وشخص می گوید چرامن به این وضعیت فلاکت بار درامده ام؛زیرا اگر رفتار خود با پدر ومادرش توجه کند در می یابد که همه این مشکلات می تواند به سبب سوء رفتار با ایشان باشد،یا این که یاد خدا را فراموش کرده است.
در ارزش وجایگاه پدر ومادر،حضرت امیر المومنین(ع)از پیامبر نقل می کند که ان حضرت می فرماید:ای علی ! هر کس پدر ومادرش را غمگین کند با انان مخالفت ورزیده است.
(همان،ص84)
به این معنا که غمگین کردن ایشان همانند مخالفت کردن با انان است که نتیجه ان چیزی جز عقوق والدین نمی باشد؛ زیرا نافرمانی پدر ومادر از گنا هان کبیره است وخداوند فرزند نافرمان را معصیت کار وبدبخت قرار داده است.(همان،ص74)
پیامبر (ص)می فرماید:کسی که پدر ومادرش را دشنام دهد ملعون است. (محجه البیضاء ،ج5 ،ص218)همچنین از کسانی که اعمال ورفتار بدی انجام می دهند که دیگران پدر ومادرش را دشنام دهند می توان به عنوان ملعون یاد کرد،زیرا چه خود دشنام دهد ویا زمینه دشنام را فراهم کند،ملعون می باشد هر چند که تفاوتی در دشنام مستقیم نیز هست .
ازپیامبر روایت است که سه گناه است که در کیفر ان ها خداوند شتاب وتسریع می کند وان را به اخرت موکول نمی کند که عبارتند از : نا فرمانی پدر ومادر ،ستم بر مردم وناسپاسی در برابر احسان دیگران (بحار الانوار ،ج75،ص275)
بنابراین باید توجه داشته باشیم که با رفتار خود کاری نکنیم که غذاب های الهی در دنیا دامنگیر ما شود وسبب نافرمانی والدین بدبخت وشقی شویم...
خداوندا : مرا یاری کن.زیرا بدون تو نمی توانم سعادتمند شوم...
اعتماد به خدا ،بهای هر چیز گرانبهای است ونردبانی است که دست انسان را در دست خدا می گذارد!
(((استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلا مانع است)))
جريان شناسي حوادث كربلا


در جريان شناسي حادثه عاشوراباملاك ومعياري غير منطبق با رويه ومدل مصطلح دمكراسي در قالب اكثريت واقليت مواجه هستيم كه حسب اين مدل اكثريت داراي حق ومشروعيت ومقبوليت وحاكميت مي باشند.براين اساس در جريان شناسي حادثه عاشورا اقليت واكثريت قابل طرح نيست چرا با رويكرد ايدئولوژيك،اين جريان شناسي حسب دسته بندي حق وباطل،مطرح وترسيم شدني است اززاويه جهان بيني ديني دو جهان بيني اسلام ناب واسلام اموي رو در روي هم صف اراي كرده اند واين دو دسته نماد وتمام ارايش سياسي عاشورا محسوب مي شودكه داراي ويژگي هاي متمايز ومتضاد درعرصه تفكر عملي وسياسي است كه بدان اشاره مي شود.
االف)ويژگي هاي تفكر اسلام اموي
1-عقل گراي مادي:كه مبتني بر اصالت وعقل گرايي مادي محض بود؛بطوري كه ميزان را تنها عقل خود قرارداده ان هم عقلي كه با اطا عت ناب از خداوند ورسول خدا اراسته نگرديده والوده به منا فع مادي ونفع شخصي مي باشد.
به عنوان مثال شخص سعد بن ابي وقاص تقريبا در همه جنگ ها در كنار پيامبر(ص)او فاتح ايران بود ويك امپراطوري بزرگ را شكست داد،امادر عصر حضرت علي (ع)سكوت اختيار كرد!ودرسال55هجري فوت نمود.پسرش عمر بن سعد پنج سال بعد فرماندهي سپاه اموي در واقعه كربلا را بر عهده داشت وبراي حضور در عاشورا ومقابله با امام حسين (ع)يك شب فرصت فكر كر دن خواست اما عقل الوده وغير منزه او،راي به حمايت يزيد داد.ويا عبدالله بن عمر از شخصيت هاي تاريخ صدر اسلام است كه از بيعت با حضرت علي (ع) سر باز زد وبر اي بيعت با عبد الملك شبانه به سوي حجاج بن يوسف رفت تا حتي يك روز هم بي بيعت نباشد وبا حجاج بن يوسف در حالي بيعت كرد كه حجاج به جاي دست،پايش را ان هم از زير رختخواب بيرون اورد. او شبانه دست بر پاي حجاج نهاد وبا اوبيعت كرد كه نتيجه عقل گرايي محض بود.
2-سكولاريسم
يعني اعتقاد به جدايي دين از سياست؛بطوري كه صاحبان چنين بينشي داراي رفتار هاي غير خدايي وغير ولايي مي باشند.يزيديان حاضر بودند كه حسين ويارانش انان را خليفه بلاد اسلامي بشناسند ودر خانه ها ومساجد به ذكر نماز مشغول باشند وكاري به قدرت و حا كميت نداشته باشند.
3-دنيا گرايي
دنيا طلبي ودين به دنيا باختگي از ويژگي هاي بر جسته انهاست بطوري كه سران اين تفكر به جمع مال افزودن كيسهاي زر وشتران پرداخت وطوري شد كه شمش هاي طلاي انان را با تبر مي شكستند تا بين ورثه شان تقسيم كنند.
4-تساهل وتسمامح
تفكري كه داراي رويكرد تسامح وتساهل نسبت به دين بوده و معتقد است عمل به خلاصه ي از نماز ،روزه،حج وثواب اخروي، كافي است! تفكري كه سردمداراننش همانند شريح قاضي به فتواي قتل حسين (ع) ميدهند يا ابو موسي اشعري در مقام حكميت به عزل علي (ع) حكم مي كند .
5-اهل نفاق
كساني مانند ابو سفيان و اموياني چون مروان و وليد،تبعيديان مادام العمر پيامبر ، در صف شريعت خواهان وحاكمان ديني ظاهر ميشوند واجتهاد مي كنند!
6-فسق گرايي
انان اهل فسق وفجور بودند ..بطوري كه در چهره خليفه رسول الله در دارالخلافه ،مجالسي اراسته وبا شراب خنيا گران ورقاصان به پاي كوبي مي پرداختن.
7-بيگانه گرايي
در كاخ معاويه ويزيد ،مشاوران غير مسلمان تدبير سياست وحكومت به اميرمومنان مي اموزند ومرز بين خودي وغير خودي مخدوش گرديده ويهوديان ونصاري در كسوت مشاوران و كار سازان دولت خليفه قرار مي گيرند .
8-دمكراسي گراي
دراين تفكر سياسي ،رهبري يك رويكرد مردمي تلقي شده وبيعت مردم را علت رهبري ميدانند از اين رو رويكرد وبيعت مردم در سقيفه بني ساعده را ملاك مشروعيت خود مي دانند، اما در عمل معتقد وعامل به فرايند دمكراتيك نبودند!
چنانكه در ادامه توجيه اساس تعلق رهبري به افراد،ووصيت خليفه اول را مشاهده ميكنيم كه انتخاب مردم را نقض مي نمايد كه بعد ها در قالب شورا نمود ميابد ودر نهايت يزيد وارث عنوان خليفه مسلمين از پدرش معاويه مي شود ونظام خلافت سلطنتي وارثتي شكل ميگيرد.
9-عوام فريبي وتهمت زني
در اين تفكر،كسي بر جامعه مسلط مي شود كه ولي امر خوانده مي شود اگر چه يزيد باشد! اما امام حسين (ع) سرور جوانان اهل بهشت ، خارجي معرفي شده و خونش مباح مي گردد! ودر كربلا به فرزندان رسول الله به عنوان مخالفان اميرالمومنين يزيد ،حمله مي كنند!به اين علت كه سران اين تفكر ،پيروان ديروز رسول خدا بودند كه پس از رحلت ان حضرت نقل معارف او را ممنوع كردند! تا حق روشن نشود . كه من منجر شد كه ناحق را حق و حق را نا حق جلوه دهند و بدين منظور نيز استدلالها مي كردندودرافكار عمومي منتشر مي ساختند
ب)ويژگي هاي تفكر اسلام ناب
1-ولايي بودن
تفكري كه انديشه وعمل خود را زلال كوثر ولايت ،از هر بيگانه اي پاس داشته بودند.
2-معصوم گرايي واصلح گرايي
امام حسين (ع) به عنوان امام معصوم ميزان صحت وسقم انديشه وعمل اين تفكر قرارا داده شده است .
3-شهادت گرايي
تفكري كه معتقد به جهاد اكبر وجهاد مستمر با نفس است ودر صف امام حسين (ع) به استقبال شهادت ايستاده است .
4- اخرت گرايي
دراين رويكرد، طرفداران وياران ،تسليم وسوسه دنيا نگرديده وهمانند ابوذر به ربذه تبعيد شد وشهادت وجان كاه را مي پذيرند اما ننگ پذيرش دنيا وتاييد اسلام اموي را نمي پذيرد .
5-نصب گرايي الهي رهبري
اين تفكر سياسي رهبري را يك منصب الهي در غدير خم مي داند كه مايه كمال دين وياس دشمنان از اسلام گرديده بود وبيعت مردم با انتخاب خداوند تبارك وتعالي امكان اجراي ولايت ميداند .در اين جهان بيني، ولي امر مسلمين ،كسي است كه پا جاي پاي پيامبر مي گذارد واطاعت مطلق از خداي بزرگ مي نمايد.
6-وفا منشي و وفاداري
دراين تفكر مسلم بن عقيل شهادت را به تنهايي مي پذيرد كه اولين شهيد راه دفاع از ولايت وفاداري است وعباس بن علي حربن يزيد با را ها كردن فرماندهي لشكر يزيد با شرمساري در خواست عفو از امام حسين (ع)مي كند وراه شهادت را را بر مي گزيند.
7- اصولگرايي
پايبندي به سنت نبوي واحكام اصيل اسلام ،مسير فراروي اين تفكر بوده وهيچ تسامح وتساهلي در ان پذيرفته نيست. بطوريكه در عصر حضرت علي (ع)در برابر زياده خواهي هاي طلحه وزبير ،ان حضرت ايستادگي كرد ونتيجه جنگ جمل بران حضرت تحميل شد.
............................................................................................................
تاريخ تكرار مي شود!!! به كدامين سو ميرويم ؟؟؟
سيد
(استفاده از اين مطلب با ذكر منبع بلا مانع است)
ببخشيد بابت تاخير كه در به روز كردن وبلاگ ايجاد شد


یا حبیب الباکین
یک بند از ترجیع بندی علوی
زخمی ام التیام می خوهم
التیام از امام می خواهم
السلام وعلیک یا ساقی
من علیک السلام می خواهم
مستی ام را بیا دوچندان کن
جام می پشت جام می خواهم
گاه گاهی کمی جنون دارم
من جنونی مدام می خواهم
تا بگردم کمی به دور سرت
طوف بیت الحرام می خواهم
لحظه مرگ چشم در راهم
از تو حسن ختام می خواهم
در نجف سینه بی قرار از عشق
(سيد حميد رضا برقعي)
عيد با سعادت غدير رابه همه دوستان وامام زمان روحي فداك تبريك عرض مي كنم

