پيامبر (ص)واستقلال فرهنگي

ضرورت داشتن هويت مستقل
از همان روزهاي كه پيامبردر مدينه مسقر شد ونخسين دولت شهر اسلامي را بنياد گذاشت با چهار فرهنگ بزرگ وموثرعصر خود به شكلي ارتباط فرهنگي
پيدا كرد وتنوع فرهنگي،تدوين فرهنگ مستقل راباچالش مواجه كرد.
بي گمان بدون استقلال فرهنگي نمي توان مدعي هرگونه استقلال ديگري چون استقلال تمدني وسياسي واقتصادي شد.مفهوم امت تازه وجامعه نوين را تحقق خارجي بخشيد.نخستين گامي كه هرجامعه همانند هر فرد برمي دارد ان است كه تشخيص خود از ديگري نيازمند شناخت تمايز در كنار اشتراكات است تمايزات هر شخص وي را از ديگري با ز ميشناساند وبه وي هويت مستقل مي بخشد.
هر جامعه به ويژه هر امتي در اين انديشه است تا از امتهاي ديگر باز شناخته شود ودراين ميان تفاوتي هاي فرهنگي است كه اين تفاوت را معنا ومفهوم مي بخشد ؛زيراتفاوت هاي فرهنگي به ويژه در حوزه بينشي ونگرشي در اين تبيين اهداف جامعه وراهبردهاي آن مي تواند اثر روشني درتفاوت هابه جا گذارد.
امت،مجموعه از انسان ها هستند كه هدف ومقصد خاصي رابراي دست يابي به آن درنظر گرفته وهويت خويش را دراين روش هاواهداف تعريف مي كنند.از اين روافزون بر اهداف عمومي بشريي چون اسايش وارمش وامنيت دست يابي واهدافي چون دستيابي به كمالات معنوي وحفظ محيط زيست وايجاد جامعه يگانه،روش هاي خاصي نيز موردتوجه قرار مي گيردكه اين روش ها خودبه نحوي عامل هويت بخشي امت اسلامي مي شود.
شريعت اسلامي،تضمين كننده سعادت بشري
امت اسلام مي كوشد تا با بهره گيري از اين روش هاخاص كه از آن به شريعت اسلامي ياد مي كند،به اهداف خاص وبلندي دست يابد كه تضمين كننده سعادت جمعي بشر درسراسر كره خاكي ورشد وتكامل معنوي تا رسيدن به مقام خلافت الهي باشد. از اين رو روش هاي دست يابي به اين هدف،نقش مهم وارزشي را بازي مي كند واين گونه نيست كه مثلا نماز وروزه ويا حتي جهاد تنها روش هاي انساني باشد كه هر دم مي تواند و يا قابليت تغيير وتبدل دارد؛ بلكه روش هايي كه امت اسلامي انتخاب كرده روش هائي است كه بيش تر از خصيصه بقاي بر خوردار مي باشد وامر ثابت وارزشي است .كسي نمي تواند اين روش ها ر ا تغيير دهد وروش ها جديدي را براي دست يابي به هدف مشخص اسلام تدوين نمايد.از اين رو همان اندازه كه اهداف امت معين است وتخطي ازآن ناروا
شمرده مي شود.
كسي كه بخواهد امت اسلام را بشناسد آن را از جوامع بشري جتي امت ها تفكيك كند مي بايست به روش هاي آن نيز به عنوان عامل هويت بخشي توجه داشته باشد.البته روش هاي اسلامي كه خطوط سياست ها وخط
مشي ها رابيان مي دارد به دو دسته ثابت ومتغير تقسيم مي شود وتفكيك اننياز به شناخت جامع از اسلام ومباني واصول وقواعد ان دارد كه كاري تخصصي است وهركسي نمي تواند در اين راه وارد شده وموفق بيرون ايد.
اگر بخواهيم تفكيكي ميان اهداف وغايات وارزش ها از سويي و روش ها وخط مشي ها از سوي ديگر ارائه دهيم بايد گفت كه دسته دوم نيز در حوزه مباني اسلامي قرار مي گيرندودسته نخست در حوزه مباني اسلامي قرار ميگيرند ودسته دوم نيز در حوزه اصول وقواعد ان مي نشينند. از اين رو هر دو نقش هويت بخشي فرهنگي اسلام وعامل استقلال فرهنگي آن را بر عهده دارند.
روش هاي هويت بخشي
وجود رو ش هايي براي هويت بخشي به فر هنگ ها غير از مباني وكليات كه امري بيرون از دايره حس واحساس است لازم وضروري است؛ زيرا آن چه فرهنگي را از فر هنگ ديگر جدا مي سازد اموري است كه از آن به نمادهاي فر هنگي ياد مي كنند.
اموري كه حوزه مباني وبينش ها غيات وارزش ها قرار مي گيرند ازآن جايي كه امور غير حسي نمي توانند عامل جدا سازي فر هنگي به شما ايد.
از اين رو همواره امت ها وجوامعي كه اهداف خاصي براي جامعه وامت وگروه خويش تعريف كرده اند مي كوشند در حوزه روش ها وخط مشي ها عوامل را شناسايي كنند تا بتوانند شيوه خاص دستيابي به هدف باشد .از
اين جا مسئله نماد ها در هر امت وجامعه وحتي گروه هاي ريز ودرشت اجتماعي خود را تحميل مي كند. هر گروهي مي كوشد تا نمادي را براي تشخيص وجدا سازي از گروه ديگر واهداف خاص خود شناسايي و معرفي كند.
در تيم هاي ورزشي به ويژه فوتبال،نمادهاي چندي چون نشانه هاي تيمي ولباس ويا رنگ ها به كار مي رود تا هويت خاصي به تيم وارزش هاي ان ببخشد.
ادامه دارد...دربخش بعدي در مورد ««اهميت نمادها»»مي خوانيد
***

سلام
دوباره من به جنوب ايران ...مارفتيم كربلاي ايران با دعوت نامه شهداوبا دوستان وبلاگ نويس
بچه هاي
وبلاگ نويسي كه( 19اسفند)راهي كربلاي ايران هستند انها را زيارت مي كنيم انشاالله...
پلاك تا پلاك
سيدسعيد
((منيت))ما حجاب ماست
هر چه (قران را ) قرائت كنند به مبدا نور ومبدا اعلي نزديك شوند اين نمي شود الا اينكه حجاب ها برداشته شود و((توخودحجاب خودي)) بايد از ميان برداري اين حجاب را تا بتواني اين نور را انطور كه هست وانسان لايق است براي ادارك او،ادراك كند.پس يكي از انگيزه ها اين است كه تعليم بشود كتاب بعد از تزكيه وتعليم بشود حكمت بعد از تزكيه.
صحيفه نور-ج14-ص252


تپش قلم
*ريا كاران صفرهايي هستند كه در كنار ((اعداد))هويت مي يابند به همين جهت انها را در كنار مراكز قدرت وثروت بسيار مي توان ديد.
*اگر ساده انديشان باور كنند كه:دشمن بهشت را برايمان تصوير مي كند امادر جهنم هم رهايمان نخواهد كرد،جهان پر از معنويت مي شود!
*بزرگي را به دست نمياوريم،داريم وانرا با گناه از كف مي دهيم!
*مشكلات ،دايه شخصيت مردان بزرگ است.
*هركس از بدها مي نالد،خودش را اصلاح كند ومطمئن باشد كه حداقل يكي از بدها كم شده است!
*براي فقر زدايي،اگر دنبال غناي فرهنگي نباشيم ، در صف غافلان نوبت گرفته ايم!
.....................
سيد
با کمی تاخیر ...
بی تفاوتی عامل تشدید نا بهنجاری

نکوهش بی تفاوتی
یکی از شعارهای انقلاب دردوره مبارزه با طاغوت شا هنشاهی،دعوت به همگرایی از سوی انقلابیون مسلمان بود که گاه با نکوهش بی طرفی انجام می شد.شعارهای
بی طرفی،بی شرفی،زمزه مردمی بود که ازبی تفاوتی گروهی از ملت به سختی رنج می بردند.
اصولا نسبت هرکسی با فضیلت وهنجار ویارذیلت ونا بهنجاری می تواند به اشکال متفاوتی نمود پیدا کند.یا شخص خود اهل هنجار است ونسبت به نابهنجاری درهمان حوزه سکوت می کند وبی تفاوت می گذردویا این که در برابران واکنش نشان
می دهدوبه شکل ناهی از منکر خود نمایی می کند.
صورت دیگر این است که شخص خود کژرفتار واهل نا بهنجاری هاست ولی کسی را به ان نمی خواند،هرچندبه سبب اجتماعی بودن ،خود به خود عامل دعوت دیگران را عامل دعوت دیگران به ان است یا ان که دیگران را در عمل وگفتار به نا بهنجاری و گستارش ان می خواند.
برای روشن شدن موضوع،مثالی ذکر می کنیم.درکوفه زمان امام حسین(ع)نسبت به
نابهنجاری های عصر یزیدی،همه این کنش هاو واکنش ها وجود داشته است.
عدهای از مردم خود اهل هنجار ها بوده و نسبت به نا بهنجارها ی حکومتی وظلم وستم وخروج عملی دولت از دین،واکنش نشان می دادند .انان در اغاز به سبب جو عمومی و گفتمان غالب بر کوفه ،اکثریتی را شکل می بخشیدند که به امام(ع)ونامه می نویسند ،ولی پس از حضور شمشیر،قدرت،تطمیع وتهدید ،نوعی نفاق را پیش می گیرند که از ان رفتارمنافقانه به عنوان دل ها با امام (ع)وشمشیر علیه امام(ع)تعبیر
شده است.
گروهی دیگر مردمی بودند که نسبت به نا بهنجاری ها سکوت می کنند وبا اعلام بی طرفی،به کنجی می خزند ویا شهرکوفه به جای دیگرفرارمی کنند.
گروه سوم کسانی بودند که خود اهل نا بهنجاری بودند ولی کسی را به ان دعوت نمی کردند وگرئه چهارم کسانی بودند که به نا بهنجاری ها نیز دعوت می کردند این گروه سوم وچهارم در حقیقت یگ گروه بیش تر نیستند،زیرا هر دو عمل،دعوت کنندگان به نا بهنجاری ها با عمل وقول بودند.
قران در ایات 164 تا 166 سوره اعراف در رابطه با هنجارها و نابهنجاری ها از سه گروه اجتماعی سخن به میان می اورد:1.کسانی که خود مرتکب نابهنجاری بودند؛2.کسانی که اهل هنجارهای اجتماعی بوده و نسبت به هنجارهای سکوت و اعلام بی طرفی و یا بی تفاوتی می کردند؛3.و گروه سوم که خود نه تنها اهل هنجارهای اجتماعی بودند، بلکه دیگران را به معروف و هنجارها دعوت واز منکر و نابهنجاری ها باز می داشتند.به عبارت دیگر گروهی که مرتکب منکر می شدند و گروهی که نسبت به این منکر بی تفاوت بودند و گروه سوم که ساکت ننشسته و نهی از منکر می کردند.
خداوند بیان می دارد که افراد بی تفاوت و بی طرف،به امر کنندگان به معرف و نهی کنندگان از منکر می گفتند:چرا این ها را پند وموعظه می دهید واز منکر ونا بهنجاری ها باز می دارید؟مگر خود خدا اینان را به کنا هانشان در دنیا هلاک نمی کند یا شکنجه نمی نماید ؟پس چرا ما باید دخالت کنیم؟ باز دارندگان از نا بهنجاری می گفتند:ما این کار را برای داشتن عذر درنزد پرودگار خویش انجام می دهیم؛ زیرا وظیفه ماست تا دیگران را از کارهای نا پسند باز داریم وبه کارهای نیک دعوت کنیم وشاید با این کارمان ایشان اهل تقوا شوند واز پلشتی ها ونا بهنجاری ها پر هیز کنند. این همان معنای سوره والعصر است که نجات یا فتگان از خسران را تنها اهل ایمان وعمل صالحی می داند که دیگران به حق کار نیک وصالح می خوانند.
خداوند در ادامه در ایه165 بیانمی کند که ز این سه گروه،تنها کسانی را که
امر به معروف ونهی از منکر،کرده بودند ،نجات داده ودوگروه بی طرف وعامل منکر را به میمون وبوزینه تبدیل کرده وانان را اینگونه به هلاکت رسانده است(ایه 166 )
در عصر عاشورانیز گروه بی تفاوت وبی طرف اینگونه مجازات شدند که گرفتار حجاج بن یوسف ثقفی شدند وتا سالهای سال بلکه بیش از هزار سال است که از اثار بی طرفی وبی تفاوتی در غذاب وشکنجه الهی هستند؛وگاه ابلیس نیز در نقش جنود الهی عمل می کند؛چرا که خداوند برخی از ظالمان را به برخی دیگر دفع می کند.
اکنون اگر مردم عراق وفلسطین وافغانستان وهر کشور دیگر اسلامی بخواهند عزت واقتدار الهی خویش را باز یابند باید دست از نا بهنجاری ونیز بی تفاوتی بردارندوبا قیام عملی ونهضت مردمی ریشه نا بهنجاری را خشک کنند تا از غذاب وهلاک الهی در امان مانند.
(((استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلا مانع است)))
تپش قلم

انگاه که ((وعده خدا))فرا رسد،یک حادثه کوچک هزاران حوادث بزرگ می پرورد وسلسه حوادث روزگارظالمان را سیاه می سازد
***
بهترین راه تحمیق احمق خودسر سکوت است که اورا در حماقتش تایید وزمینه زوالش را تسریع می نماید!
***
عارفانی که عکس رخ(( نگار نازنین ))را در اینه انچه می بینند،دیده اند،از((ماومن))بریده اند
***
در شهر زندان بی شعور ،صورت انسانها ((میش نما))وسیرت انها ((گرگ صفت))
است!
***
اگر در جامعه ،مدیران فاقد ((عدالت فردی))باشند ،سخن گفتن از(( اعدالت اجتماعی))شوخی با واشوخی با واژه ها است
***
وقتی((اشتراک لفظی ))منطبق بر ((اشتراک محتوایی))نباشد همه از خوبی دم
می زننداما خوبها بی یاورند!
***

